







»» + منع کتابت حدیث مبحث کتابت حدیث از مباحثی است که همواره مورد توجه محقیقین علوم اسلامی بوده و همواره در طول تاریخ از فرازو نشیب بسیاری برخوردارد بوده است . در بعضی از مقاطع تاریخی با عدم کتابت حدیث به طور جدی مواجه بودیم و در بعضی مقاطع با اقبال بسیار از سوی علما. در مقاله زیر سعی نمودم تا به شرایط تاریخی و سیاسی موثر بر منع کتابت حدیث تا زمان غیبت بپردازم.مولفه های سیاسی اجتماعی را شاید بتوان مهمترین شاخص در تبیین علل و انگیزه ای این پدیده دانست. جو حاکم بر جامعه به خصوص در سده اول و دوم که توسط خافای اموی و عباسی ایجاد شد در این مقوله دارای جایگاهی ویژه می باشد. شایان ذکر است که این مقاله در شماره 11 و 12 نشریه بلاغ مبین به چاپ رسیده است. عنوان مقاله: دورنمائی تاریخی از فضای سیاسی اجتماعی موثر بر منع کتابت حدیث - »» + چهارشنبه سوری و گاهشماری ایرانی روز قبل مطلبی درباره مراسم چهارشنبه سوری در یکی از وبلاگها خواندم که نویسنده در آن سعی داشت تا اثبات نماید، مراسم چهارشنبه سوری کنونی بازمانده ماجرای از آتش گذشتن سیاوش بوده و این مراسم عینا (پریدن بر روی آتش در شب چهرشنبه)ریشه در تاریخ ایران باستان دارد. در همین راستا بر آن شدم تا نکاتی را متذکر شوم. امروز 15 اسفند برای من نقطه شروع تاریخ بود. چرا خوب معلومه شروع تاریخ هر چیزی روزیه که اون چیز پا به عرصه وجود می ذاره . امروزم روز تولد من بود . راستش هیچکدوم از دوستام این تو ذهنشون نبود. فقط دوست عزیزم محمد میرزاخانی عزیز یادش مونده بود . دستش درد نکنه هدیه خیلی قشنگی بود .یه کارت پستال خوشکل . خوب اینم از خاصیت دوستای امروزی و زندگی تو غربته دیگه . به هر حال بنا به درخواست دوستان کتاب هایی در حوزه تاریخ فقه رو در لیست زیر تنظیم کردم که امیدوارم مفید باشه . اگه نظر خاصی دارید و یا کتاب خاصی رو در این زمینه می شناسید حتما پیام بگذارید. »» + جایگاه غزه در تاریخ مقاومت دراین چند روز گذشته شاهد شدت گرفتن بیش از پیش و خامت اوضاع و فاجعه انسانی در شهر غزه بودیم .شاید این مسئله برای بسیاری سوال باشد که اساسا چرا شهر غزه چنین به چنین وضعیتی دچار شده است. این شهر در طول تاریخ انتفاضه همواره شاهد درگیریها و تحولات گسترده و البته سرنوشت سازی برای ملت فلسطین بوده است. تاریخ انتفاضه همواره با اوضاع غزه عجین بوده است. آنجا که در 8 دسامبر 1987 با به شهادت رسیدن 4 کارگر فلسطینی در نوار غزه انفاضه اول آغاز شد. این انتفاضه از غزه شروع و از آنجا به کرانه باختری سرایت کرد. هر چند انتفاضه اول بعد از کنفرانس مادرید در 1991 تضعیف شد و با توافق سازمان آزادی بخش فلسطین و رژیم صهیونیستی در سال 1993 که به استقرار تشکیلات خوگردان فلسطین و عقب نشینی صهیونیستها از شهرهای مهم نوار غزه و کرانه باختری انجامید و به طور کلی متوقف گردید،اما مردم غزه همواره حتی آجا که درگیری ها در مناطق دیگری از سرزمیهای اشغالی درحال وقوع بود در معرض تعرض و محاصره صهیونیستها بودند و آنها در هرزمان که به بن بستی برمی خوردند دیواری کوتاهتر از غزه برای تهاجم پیدا نمی کردند. حتی در جریان انتفاضه دوم هم که جرقه آن با دیدار شارون از مجموعه حرم شریف بیت المقدس آغاز شد این مردم غزه بودند که بار مقاومت را بر دوش کشیدند. شایان ذکر است که دیدار شارون و متعاقب آن تهاجم گستره نظامیان صهیونیستی منجر به درگیری گسترده صهیونیستها با اسرئیلیها و به شهادت رسیدن هفت فلسطینی گردید. صهیونیستها مقاومت تحسین برانگیز مردم غزه را به خصوص در جریان انتفاضه اول به خوبی به یاد دارند و از این رو تمام تلاش خود را برای سرکوب آنها به کار می بندند. به نظر می رسد به زانو در آوردن مردم غزه و آرامش نسبی از جانب غزه ای ها برای شهرکنشینان یهودی همواره مهمترین هدف صهیونیستها بوده است. »» + ه یاد استاد سید جعفر شهیدی به پاس احترام آن بزرگوار شمه ای در باب زندگی و آثار استاد علامه سید جعفر شهیدی ارائه می گردد ایشان در سال 1297 در شهر بروجرد متولد شد.تحصیلات مقدماتی را در بروجرد گذرانده و در سال 1320 برای ادامه تحصیلات حوزوی راهی نجف شد. هر چند پس از گذشت هفت سال به خاطر بیماری ناگزیر به بازگشت می شود. ایشان در سال 1340 موفق به اخذ درجه دکتری زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران شدند. از نمونه های علقه استاد شهیدی به ادبیات فارسی تالیف شرح مثنوی معنوی می باشد.ایشان در سال 1346 ریاست موسسه دهخدا را بر عهده می گیرد.همچنین در 1373 به چین رفته و درجه استادی افتخاری از دانشگاه پکن به ایشان اعطا می شود. از شاگردان استاد می توان به استاد بهاء الدین خرمشاهی، احمد تمیم داری ، عباس کی منش سید علی موسوی گرمارودی و.. اشاره کرد. ایشان بهترین و سودمندترین کار خود را پرداختن به تاریخ اسلام و سیره پیامبر و اهل بیت علیهم السلام می دانست. چنانچه خود می گفت: "اگر من عمر خود را صرف همین تحقیق در تاریخ اسلام و سیره پیامبر و اهل بیت می کردم به نظم هم برای خودم مفید تر بود و هم برای مردم." استاد شهیدی نوشتن حدود 15 کتاب و 120 مقاله را در کارنامه علمی خود دارد که ترجمه نهج البلاغه یکی از آنهاست. اما صرف نظر از جنبه ای علمی ایشان که در آثارشان موج می زند سادگی و تواضع و افتادگی آن بزرگ مرد تا این حد را شاید در کمتر فردی سراغ گرفت. فهرست آثار استاد شهیدی: مهدویت در اسلام، جنایات تاریخ، تاریخ تحلیلی اسلام، زندگانی حضرت فاطمه سلام الله علیها، زندگانی علی بن حسین علیه السلام، آشنایی با زندگانی امام صادق علیه السلام، شرح مثنوی شریف، از دیروز تا امروز ، ستایش و سوک امام هشتم در شعر فارسی و.. ترجمه کتابهای : ابوذر غفاری نخستین انقلابی اسلام، شیر زن کربلا اثر بنت الشاطی، انقلاب بزرگ دکتر طه حسین، ترجمه نهج البلاغه. همچنین از استاد تصحیح ها و مجموعه های بسیاری باقی مانده است. اگر معتقد باشیم که اجداد صفویان از صوفیان بوده اند ، قاعدتا نباید مذهب خاصی را برای آنان قائل بود . چرا که طبق نظریه ای معروف عرفا و صوفیان آداب و مراسم مذهبی را مخصوص اهل ظاهر می دانند و خود را در عالمی می پندارند که با علم دیگر فرق دارد ولی از آنجائیکه خواسته اند مورد سرزنش مردم قرار نگیرند ، به کیش مردم دیار خود خود وانمود کرده اند. طبق مدرکی که در دست است شیخ صفی الدین اردبیلی مذهب شافعی داشته است. حمد الله موستوفی در کتاب نزهه القلوب به این مسئله اینگونه اشاره کرده است: "مردم اردبیل اکثر بر مذهب امام شافعی اند و مرید شیخ صفی الدین علیه الرحمه" دیگر اینکه در احسن التواریخ به نامه ای که عبیدخان ازبک در سال 1350 به شاه طهماسب نوشته اشاره می کند که شیخ صفی الدین به مذهب تسنن و جماعت تمایل داسته است. در تذکره الملوک چنین می نویسد: "فرقه صوفیه که پیرو شیخ صفی الدین اردبیلی می باشند. امور خاص عرفانی را با اصول مذهب سنت وفق می دادند ولی از زمان شلطان جنید ، جد شاه اسماعیل ، افکار شیعه در تشکیلات صوفیان راه یافته است.(تذکره الملوک 103) اینکه چه مسئله ای باعث شده است که شیخ جنید به یکباره چنین تصمیمی گرفته و دست به چنین کاری بزند ، جای سوال است. آنچه مسلم است این است که روند تصوف در خاندان صفوی پس از شیخ صفی به گونه ای دیگر رقم خورده و ظاهری اجتماعی سیاسی به خود گرفت. بنابراین به روی کار آمدن جنید را در سلسله صفویه باید آغاز مقطعی جدید در تاریخ سیاسی این خاندان به شمار آورد. روند فضائل نویسی: فضائل نویسی را می توان به عنوان گونه ای از آثار تاریخی به شمار آورد که نویسندگان و مورخان اسلامی همواره درباره نقاط مختلف جهان اسلام از جمله درباره شهرهایی در باره مکه ، مدینه ، بیت المقدس ، کوفه و دمشق نوشته اند. در این گونه از نوشتار نویسنده بر آن است تا با استفاده از آیات و روایات و با استفاده از قراین تاریخی ارزش ها و عظمت به ویژه معنوی مکان مورد نظر را معرفی نمایند. این گونه از نوشتار دارای ارزش تاریخی بسیار زیادی می باشد. سده هفتم هجری را می توان نقطه اوج فضائل نویسی دانست. اعتقاد شدید به زیارت بیت المقدس به عنوان حجی پایینتر از حج مکه در سده های هشت و نه دارای اهمیت فراوانی است که بر تالیف فضائل نویسی افزود. در واقع می توان گفت بیشترین تعداد فضائل نویسی در این دوره شکل گرفت. کتاب اتحاف الاخصاءبفضائل المسجد الاقصی (تالیف 875) از محمد سیوطی یکی از مهمترین آثار مستقل در این باب است که ارجاعات موجود در مقدمه این کتاب دارای اهمیت بسیار زیادی می باشد. نقطه اوج این آثار در سده 10 را می توان در اثر دو جلدی الانس الجلیل مجیر الدین علیمی حنبلی یافت.(اگر وقتی دست داد سعی دارم تا مطالبی در باره این کتاب گرانسنگ در آینده بنویسم) . در پایان دوستانی را که علاقه مند هستند تا از آثار بیشتری در این مورد مطلع شوند به کتاب مخطوطات فضائل بیت المقدس اثر کامل جمیل العسلی چاپ عمان 1405ق ارجاع می دهم. در حال حاضر مشغول نوشتن مقاله ای مفصل در باب فضائل بیت المقدس هستم که ان شاء الله به زودی در یکی از مجلات تاریخی به چاپ خواهد رسید. »» + دعایی برای آغاز خداوندا و به دینداران ما دین و به زنان ما شعور و به جوانان ما اصالت و به اساتید ما عقیده و به دانشجویان ما نیز عقیده و به خفتگان ما بیداری و به بیداران ما اراده و به نشستگان ما قیام و به خاموشان ما فریاد و به نویسندگان ما تعهد و به هنرمندان ما درد و به شاعران ما شعور و به محققان ما هدف و به مبلغان ما حقیقت و به حسودان ما شکاف و به خودبینان ما انصاف و به مردم ما خودآگاهی دکتر علی شریعتی »» + اصحاب حدیث این هم مقاله آقای دکتر پاکتچی درباره اصحاب حدیث برای دوستانی که می خواستن مقاله رو بخونندُ. می تونم بگم که مقاله در نوع خودش بی نظیره. کار محققانه اقای دکتر پاکنچی در باره تاریخ و منشا اصحای حدیث چیزیه که فقط از ایشون بر میاد.اونایی که پاکار مقاله های تاریخی اند ، حتما بخونن وحالشو ببرن .در ضمن بگم این مقاله رو آقای بیرشک تو کلاس تاریخ فقه معرفی کرد. راستی یه چیز دیگه مقاله اصحای رای از آقای دکتر پاکتچی رو هم تو لینک پایین دنبال کنید. در ضمن دانشجوهایی که با آقای دکتر کلاس روش تحقیق دارند ، به اطلاع می رسونم که مقاله ای که استاد در مورد خوارج گفتند رو می تونند در دایرة المعارف بزرگ اسلامی جلد 9 مدخل تحکیم مطالعه کنند. ادامه مطالب را در وبلاگ قبلی ام بخونید.
نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » محمدرضا ( پنجشنبه 2/3/1387 :: ساعت 10:22 صبح )
جشنهای ایران باستان همواره رابطه ای تنگاتنگ با گاهشماریهای ایران داشته است، و همگام با تحول گاهشماریها دستخوش تغییرات بوده است. آنچه در اینجا به آن پرداخته می شود آن است که مراسم چهارشنبه سوری کنونی چه رابطه ای با جامعه و فرهنگ ایران باستان دارد.
ایرانیان درباره روزهای ماه باورهای خاصی داشتند و هر روز را به نام ایزدی می نامیدند تا مردم در آن روز به یاد وی و صفت ومشخصه وی باشند و با ذکر او آن صفت را در خود تجلی ببخشند .مثلا روز اول ماه را هرمزد (خدای بزرگ زردشت با صفت شکوهمند و فرهمند)دوم را بهمن یا وَهومنه (که در جهان مینوی نماینده دانش فطری و یا اکتسابی است)، و اردیبهشت- شهریور – اسفندارمد- خرداد-و ... می نامیدند. مردم ایران باستان هر یک از ماههای سال را نیز به نام یکی از ایزدان می نامیدند و تقارن هر روز با هرماه نامیده شده به آن ایزد خاص را جشن می گرفتند. همانند تقارن مهر روز با ماه مهر که جشن مهرگان در آن روز گرفته می شود. شواهد تاریخی حاکی از آن است که گاهشماری ایرانی از زمان خود زرتشت یعنی از اواخر هزاره دوم پیش از میلاد مورد نظر بوده است. قدیمیترین نوع گاهشماری باقی مانده ایران به دوران هخامنشی باز می گردد، که در آن سال به دوازده ماه سی روزه تقسیم می شد. مردم ایران سرآغآز تقویم هر خود را آغاز سلطنت هر پادشاه قرار می دادند. مثلا می گفتند سال چندم از سطنت انوشیروان و یا آنچنان که حتی در تورات نیز آمده است دانیال نبی دعای خود را برای قومش اینگونه آغاز می کند :"در اواین سال سلطنت داریوش ... من دانیال از کتاب ارمیای نبی فهمیدم که ..."و در جای دیگر"در سال سوم سلطنت کورش دانیال رؤیایی دیگر دید..."
گاهشماری روزهای هر ماه مبتنی بود بر سی روز که 29 روز آن تنها با اسم خاصی برای هر روز برآورد می شد. هیچگونه مدرکی بر آن نیست که مردم ایران باستان قبل از اسلام روزهای ماه را به صورت هفت روزه تقسیم و نامگذاری می کرده اند، آنچنانکه در بین اقوام عرب و همچنین یهودیان رایج بوده است. بنابراین قضیه نامگذاری ایام هفته در ایران قبل از اسلام منتفی است.
اگر آنگونه که برخی مدعی اند چهارشنبه سوری ریشه در ماجرای سیاوش "طبق نقل فردوسی" دارد، لازم می آید تا چند مسئله اثبات شود. 1- این ماجرا از لحاظ صحت تاریخی اثبات شود. 2- به فرض که ماجرای سیاوش اثبات شود آیه این مسئله ، جدید بوده و تنها برای سیاوش اتفاق افتاده است.به عبارت دیگر این رسم طبق این مدعا نباید رسمی باشد که قبل از سیاوش هم اعمال می شده 3- باردیگر به فرض هم که ماجرای سیاوش اثبات شود آیا این ماجرا ، جریانی بوده که مردم ایران بر طبق آن مراسم چهارشنبه سوری را برگزار می کرده اند. به عبارت دیگر رابطه بین چهار شنبه سوری امروز و ماجرای سیاوش از لحاظ علی و معلولی باید اثبات شود. 4- آیا ماجرای سیاوش در روز سه شنبه یا شب چهارشنبه اتفاق افتاده است .آیا این مسئله قابل اثبات است؟
همچنین با توجه به قرائن تاریخی:
1- از عادات اقوام سامی این بوده است (نه اقوام آریایی)که همواره شب را متعلق به روز بعد می دانستند و آنچه اصالت داشته روز بعد بوده است. مثلا همواره به بعد از مغرب روز پنجشنبه، شب جمعه اطلاق می شد.
2-اگر قبول کنیم که مراسم چهارشنبه سوری بازمانده جشن پنجک کبیسه پایان سال است، اولا بار دیگر رابطه بین این دو باید اثبات شود و ثانیا باور به فرود فرَوَهَرها در پایان هر سال به دلیل ششمین گهنبار، یک اثر وضعی داشت و آن میزبانی از فروهرها ست.اگر بپذیریم که میزبانی از فروهرها از سوی زرتشتیان دارای یک اثر وضعی معنوی بوده لاجرم باید به این نکته اذعان داشته باشیم که مراسم میزبانی از فروهرها نیز که شامل روشن کردن آتش بر روی بام خانه ها و .. می شده است، باید در همین روزها صورت گیرد در غیر این صورت فاقد این اثر وضعی خواهد بود.
3- به نظر می رسد مراسمی که امروزه از آن به چهارشنبه سوری یا شب سوری (آنگونه که نرشخی در تاریخ بخارا یاد می کند )ذکر می شود، هیچ گونه رابطه ای با یک مراسم باستانی ایرانی نداشته باشد. چنانکه منابع باستان به ویژه اوستا هیچ گونه یادی از آن نکرده اند. به فرض که چنین مراسمی وجود داشته است هیچ گونه رابطه ای با روز چهارشنبه آخر سال ندارد. مگر اینکه اثبات شود گاهشماری سامی قبل از آن در ایران باستان رواج داشته و ایرانیان طبق آن گاهشماری چهارشنبه ای برای آخر سال داشته اند.
در هر صورت با توجه به قراین موجود به نظر می رسد مراسم امروزین چهارشنبه وری بازمانده جشن های ایرانیان تحت تاثیر گاهشماری سامی به خصوص تقویم قمری عربی باشد که احتمالا قبل از اسلام در ایران نفوذ داشته (که البته مدرکی برای آن نیست) و یا اینکه بعد از حمله اعراب به ایران این رسم دیرینه به ناچار از سوی ایرانیان در این روز دنبال شده است. چرا که اساسا اعتقاد به نحسی ایام از اعتقادات عرب جاهلی بوده چنانچه تا مدتها بعد نیز این اعتقاد به خصوص در مورد روز دوشنبه نیز وجود داشته است. بنابراین مراسم چهارشنبه سوری کنونی تنها یک حرکت نمادین بوده و هیچ گونه اثر وضعی نداشته و تنها م یتواند یادآور یک سنت دیرینه ایرانی باشد که البته با توجه به مطالب فوق در روزهای دیگری از سال برگزار می شده است.
نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » محمدرضا ( یکشنبه 26/12/1386 :: ساعت 10:21 عصر )
تولد تولد تولدم مبارک. 
نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » محمدرضا ( چهارشنبه 15/12/1386 :: ساعت 6:6 عصر )
1- ادوار فقه، دکتر محمود شهابی، تهران ، دانشگاه تهران، 1357، 3ج
2- ادوار فقه و کیفیت بیان آن، آیت الله محمد ابراهیم جناتی، تهران، کیهان، 1374 ،504
3- پیش درآمدی بر تاریخ تحول فقه شیعه، آیت الله علی صافی گلپایگانی ،قم،موسسه انتشاراتی حضرت معصومه، 1379
4- تاریخ فقه جعفری،هاشم معروف الحسنی، تهران، دفتر تحقیقات بدر، 1361، ج1-کلیات فقه ج2-سرگذشت فقه
5- اندیشه فقهی ابن ابی عقیل و مکتب متکلمان متقدم امامیه، دکتر احمد پاکتچی، تهران، مقالات و بررسیها، دانشگاه تهران ، شم76
6- گرایشهای فقه امامیه در سده دوم و سوم هجری ، دکتر احمد پاکتچی ، تهران، نامه فرهنگستان علوم سال3، شم 65
7- تاریخ فقه و فقها(رشته الهیات)، حسن طارمی ، تهران ، دانشگاه پیام نور، 1374، 83
8- مقدمه کتاب زمین در فقه اسلامی، دکتر سید حسین مدرسی طباطبائی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی
9- مکاتب فقه امامی ایران پس از شیخ طوسی تا پایگیری مکتب حله، دکتر احمد پاکتچی، تهران، دانشگاه، امام صادق ع، 1385
10- ادوار علم الفقه و اطواره، علی کاشف الغطاء، بیروت ، دالزهراء، 1399ق، 286
11- تاریخ الفقه الإسلامی و ادواره، شیخ جعفر السبحانی، بیروت، دار الأضواء، 1419ق، 505
12- تاریخ الفقه الاسلامی، عمر سلیمان الأشقر، کویت، مکتبه الفلاح، 1410ق، 248
13- تاریخ التشریع الاسلامی ، محمد خضری بک، بیروت، دار الکتب الاسلامیه، 1208ق، 264
14- الفکر السامی فی تاریخ الفقه الإسلامی، محمد الثعالبی ، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1416ق، 2ج
15- درآمدی به تاریخ علم اصول، مهدی علی پور، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، 1382، 514
16- مأخذ شناسی تاریخ و فلسفه فقه و حقوق، مسعودنوری-عبدالمطلب احمدزاده، قم، بوستان کتاب، 1380
نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » محمدرضا ( دوشنبه 13/12/1386 :: ساعت 3:51 عصر )
نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » محمدرضا ( جمعه 5/11/1386 :: ساعت 2:7 عصر )
نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » محمدرضا ( دوشنبه 24/10/1386 :: ساعت 2:22 عصر )
نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » محمدرضا ( چهارشنبه 19/10/1386 :: ساعت 4:25 عصر )
از بیشترین تعداد فضائل نویسی می توان به فضائل نویسی بیت المقدس اشاره کرد. فضائل نویسی بیت المقدس همواره از سالهای ابتدایی تاریخ این دیار بعد از اسلام مورد توجه علما به خصوص مورخین ساکن این دیار بوده است . هر چند بسیاری از مورخین در این باره در کتابهای تاریخ خود مطالبی بیان کرده اند اما همواره آن را از زاویه تاریخی بررسی می کرده اند . افرادی چون واقدی در فتوح الشام و طبری در تاریخ الامم و الملوک به بیت المقدس اشاره کرده اند. (برای اطلاع از آثار بیشتر در این باره به من ایمیل کنید). به طور کل می توان فتوح بیت المقدس ابوحذیفه اسحاق بن بشر بخاری (د 206ق) را اولین اثر مستقل در باره بیت المقدس دانست.با تمرکز بر روی بررسی آثار فضائل نو.یسی می توان ادعا نمود آغاز درگیری ها میان شرق و غرب (جنگهای صلیبی) نقطا آغازین تالیفات فضائل نویسی است. فضائل بیت المقدس از ابوبکر محمد بن احمد واسطی (د140ق) قدیمی ترین اثر مستقل در این موضوع است.و در واقع آثار بعدی ادامه دهنده آثار وی می باشند. حضور پرشور صلاح الدین ایوبی و سپاه مسلمانان در برابر لشکر صلیبیون در اواخر سده پنج باعث شد تا این تالیفات با روند سریعتری نگاشته شوند. قاسم بن علی بن عساکر (د600ق) در این باره کتابی دارد با نام الجامع المستقصی فی فضائل المسجد الاقصی . فضائل القدس ابن جوزی که کتابی است مختصر و نوشتاری است کوتاه در این باره در واقع اثری است که برای عوام مردم منطقه و به زبان مردم نگاشته شده است.
نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » محمدرضا ( چهارشنبه 21/9/1386 :: ساعت 11:33 صبح )
به علمای ما مسؤولیت
و به عوام ما علم
و به مؤمنان ما روشنایی
و به روشنفکران ما ایمان
و به متعصبین ما فهم
و به فهمیدگان ما تعصب
و به مردان ما شرف
و به پیران ما آگاهی
و به فحاشان ما ادب و به فرقههای ما وحدت
و به همهی ملت ما، همت تصمیم و استعداد فداکاری و شایستگی نجات و عزت ببخش!
نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » محمدرضا ( سهشنبه 20/9/1386 :: ساعت 4:6 عصر )
اَصْحابِ حَدیث، عنوان گروهى از عالمان در سدههای نخست اسلامى که در روش خود برای آموزش احادیث و پیروی آن، اعتنایى ویژه داشتهاند. آن گروه که در منابع اسلامى با عنوان اصحاب حدیث خوانده شدهاند، با وجود گوناگونى روشها، در این امر اشتراک دارند که در برخورد با معارف دینى، منابع نقلى از احادیث و آثار زمینة اصلى مطالعات آنان بوده است. البته علمای اصحاب حدیث در چگونگى برخورد خود با حدیث، دارای روشى همسان نبودهاند و همین امر موجب مىگردد تا در مطالعة تاریخى، ضرورت تمییز میان طیفهای گوناگون احساس گردد. اگرچه اصحاب حدیث به معنای اعم، موضوعات گوناگون دینى مشتمل بر تعالیم فقهى و کلامى و جز آن را نیز مورد بررسى قرار داده، و در هر یک آثار متعددی نیز پرداختهاند، اما آنان بیش از هر چیز، در تاریخ فرهنگ اسلامى، به عنوان یکى از دو گرایش اصلى در فقه اهل سنت در سدههای نخستین، در مقابل اصحاب رأی شهرت داشتهاند.
در تحلیل اصطلاح باید گفت که حدیث، به عنوان تعبیری برای «گفتار پیامبر (ص)» البته اصطلاحى بس کهن است و پیشینة آن باید در کاربردهای سدة نخست هجری پىجویى شود، اما اصطلاح «اصحاب حدیث» به عنوان نامى برای گروه معهود، از سابقهای چنین کهن برخوردار نیست. آشکار است که اصطلاحى به صورت «اصحاب حدیث»، حکایت از تقابلهای مذهبى دارد و بهطبع زمانى مفهوم مىیابد که در عرصة این تقابلها مصداق آن یافته شود. در نظری مجرد از تاریخ، از اصطلاح اصحاب حدیث، اجمالاً چنین برمىآید که بر گروهى متکى بر حدیث اطلاق مىشده است، اما برای دست یافتن بر مفهوم دقیق و تاریخى آن، لازم است که جایگاه گروههایى که این نام بر آنها اطلاق گشته است، در تقابلهای مذهبى سدههای آغازین آشکار گردد. در این میان، تعریفهایى مجرد و مبتنى بر لفظ، مانند تعریف ابوحاتم رازی که اصحاب حدیث را گروهى منکر کاربرد قیاس و رأی دانسته است که تنها از حدیث نبوی و آراء صحابه و تابعین پیروی مىکنند (نک: ص 267)، تعریفى نمادین است که هرگز نباید به دنبال تعمیم آن در بارة تمامى گروههای شهرت یافته به اصحاب حدیث بود و تنها باید با جستوجو در تاریخ، مصداقى را برای آن مشخص کرد.
پیدایى اصطلاح اصحاب حدیث: در پىجویى از تاریخ تقابلهای مذهبى در سدة نخست هجری، نخستین رویارویى میان یک گروه مصرّ بر سنتهای پیشین با گروهى متخاصم در منازعات رجالى از تابعان با گروهى از دانشجویان جوان خود، رخ مىنماید که به دنبال طرح پرسشهایى تقدیری (فرضى) و گسترش دادن نظری فقه بودهاند. این گروه از سوی جناح غالب سنتگرا، «اصحاب ارأیت» خوانده مىشد، اما هنوز این گروه جوان از چنان موقعیتى برخوردار نشده بودند تا سنتگرایان خود نیز در تقابل با ایشان نیازمند نامیده شدن به نامى بوده باشند. در نسل بعد، نیاز روزافزون به فقهى نظامپذیر و برخوردار از ساختاری قانونمند، شرایط را به زیان سنتگرایان تغییر داد و ناتوانىِ روزافزای آنان در پاسخگویى به نیازهای اجتماعى، به زودی جایگاه خصم را در محافل علمى مستحکم ساخت (برای بازتابى از شرایط، نک: دارمى، عبدالله، 1/66؛ ابنبطه، 1/451، 2/516).
به روزگار نسل دوم تابعان، در کوفه که این تقابل بیشتر در آنجا دیده مىشد، مکتب اصحاب ابن مسعود به ریاست ابراهیم نخعى و حماد بن ابىسلیمان در طى دو نسل به تدریج گرایش ارأیت را برگزیدند و از سنتگرایىِ تند دوری کردند، در حالى که مکتب عامر شعبى در برابر پدیدة ارأیت مقاومتى افزون از خود نشان داد. در بصره، یکى از اختلافاتى که تقابل مکتب حسن بصری و ابنسیرین را شکل مىداد، مسألة ارأیت و ستیز جناح ابن سیرین با این پدیده بود. در سرزمین حجاز، مکه در کاربرد نظر و برخورد درایى با مسائل دینى، بیشتر به ارأیت گرایش داشت در حالى که در مدینه، هن%D%ز بیشترین اصرار بر تقدیرستیزی، و کمترین رغبت برای ارأیت دیده مىشد (برای توضیح، نک: ه د، اصحاب رأی).
در نیمة نخست سدة 2ق، فقه در طى تحولى سریع، مرحلة فقه نظامگرا را پشت سر گذارده، و شتابان روی به سوی مرحلهای دیگر، یعنى تدوین نهاده بود که شکلگیریِ گروهى با عنوان «اصحاب رأی»، حاصل آغاز همین مرحله در تکوین فقه بود.
نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » محمدرضا ( دوشنبه 19/9/1386 :: ساعت 6:55 عصر )
[2/3/1387- 10:22 ص] منع کتابت حدیث
[26/12/1386- 10:21 ع] چهارشنبه سوری و گاهشماری ایرانی
[15/12/1386- 6:6 ع] تولد
[13/12/1386- 3:51 ع] کتابشناسی تاریخ فقه :
[5/11/1386- 2:7 ع] جایگاه غزه در تاریخ مقاومت
[24/10/1386- 2:22 ع] ه یاد استاد سید جعفر شهیدی
[19/10/1386- 4:25 ع] مذهب خاندان صفوی
[21/9/1386- 11:33 ص] در باب فضائل نویسی
[20/9/1386- 4:6 ع] دعایی برای آغاز
[19/9/1386- 6:55 ع] اصحاب حدیث